بررسي مشكلات حقوقي محيط‌بانان در برخورد با شكارچيان متخلف

بررسي مشكلات حقوقي محيط‌بانان در برخورد با شكارچيان متخلف

مصاحبه با روزنامه قانون

۳/۲/۱۳۹۲ شماره ۱۲۸ُ ص ۱۰

 

 

چشمانتان را ببنديد و تصور كنيد زندگي و كارشما در ارتفاعات 400 هزار متري است. شايد بودن در طبيعت، تلاش براي حفظ محيط زيست يا نجات حيات وحش در بيان يك تصوير زيبا باشد اما وقتي در ارتفاعات براي حمايت از حيات وحش در گشت زني باشيد و در ميانه راه با تيمي از شكارچيان غير قانوني كه با اسلحه در كمين شكارهستند رو به رو شويد ديگر زندگي جذاب نيست. به خصوص وقتي كه مي‌دانيد اگر در درگيري مسلحانه شانس بياوريد و كشته نشويد براي زخمي يا كشتن شكارچي متخلف بايد مجازات سنگيني پرداخت كنيد. اكسيژن به مغز نمي‌رسد فشار و استرس بسيار بالاست و خطر مرگ شما را تعقيب مي‌كند و شما تنهاييد ممكن است مانند رئیس پارک ملی دنا توسط شکارچیان به گلوله بسته شويد. بگذاريد حدس بزنم اين تصوير را هم اكنون پاك كرديد وديگر به كار در ارتفاع بكر و زيباي 400 هزار متري فكر هم نخواهيد كرد اما محيط بانان هر روز با اين فشار و استرس دست به گریبانند و وقتی دوستان خود را در گوشه زندان مي‌بينند ديگر نجات حيات وحش اولويتشان نخواهد بود. ما مدافع عمل خلاف قانون نيستيم. هرگز اين گونه نيست، يك ضابط قضايي حافظ جان حيوانات است پس چطور به خود حق مي دهد خون يك انسان را بريزد، ضابطي كه آموزش هاي لازم را زير نظر يك دادستان ديده و مي‌داند چگونه بايد عمل كند و اگر خلاف آن عمل كرده بايدمتناسب با تخلفش مجازات شود اما سوال اينجاست قاضي رسيدگي كننده هم به روند كاري اين ضابطان خاص آشنا هستند؟ آيا قوانين حمايت لازم را از اين محيط بانان داشته‌است؟ آيا سازمان‌هاي ذي‌ربط مسئول حمايت از كاركنان خود در چنين مواقعي هستند؟ و تشديد و تخفيف مجازات در اين گونه جرائم چگونه در نظر گرفته مي‌شود؟ براي يافتن پاسخ اين سوالات، به گفت‌وگو باكارشناسان حقوقي نشسته‌ايم.

كار محيط باني ريسك بالاي حقوقي و قضايي در پي دارد

مشهدي، كارشناس حقوقي در گفت‌وگو با «قانون» با بيان اين مطلب كه اين مسئله از دو منظر قابل بررسي است كه آيا محيط‌بانان ضابط قضايي هستند يا خير؟ توضيح داد: در تعريف ضابط قضايي به موجب قانون جزايي ضابطان قضايي ماموراني هستند كه تحت‌نظر و تعليمات دادستان عمومي یا مرجع قضایی قرار دارند و تعلیمات آنها را اجرا می‌کنند. وي ادامه داد: قانون آيين دادرسي كيفري ضابطان را به ضابطان عام و ضابطان خاص تقسيم‌بندي كرده. ضابطان عام شامل ماموران نيروي انتظامي مي‌شود كه وظيفه‌شان مبارزه با مواد مخدر، كشف جرم، بحث كالاي قاچاق و حفظ آثار و دلايل جرم است. در مقابل آنها ضابطان خاص شامل معاونان زندان‌ها و ماموران نيروهاي بسيج يا ماموران اداره جنگل‌باني و محيط‌زيست، ماده 15 قانون آيين دادرسي كيفري در حوزه محيط‌زيست بر خلاف تصور موجود ما مي‌توانيم ماموران سازمان محيط‌زيست را ضابط قضايي تلقي كنيم. مشهدي تاكيد كرد: البته در اين مورد اختلاف‌نظر وجود دارد كه آيا اينها ضابط قضايي هستند يا خير؟اختلاف‌نظر برآمده از ماده 19قانون شكار صيد سابق و همچنين ماده 15 قانون حفاظت و بهسازي محيط‌‌زيست مصوب سال 1353 است كه بيشتر مورد بحث است كه مطلق آنها ماموران سازمان محيط‌زيست ضابط قضايي محسوب نمي‌شوند و كساني به موجب ماده 15 ضابط قضايي هستند كه از طرف سازمان محيط‌زيست به موجب صدر ماده 15 مامور كشف تعقيب جرائم زيست‌محيطي باشند و شرط دوم اين است كه ضابط دادگستري بايد قبلا شرح وظايف خود را زير نظر دادستان عمومي گذرانده باشد. وي ادامه داد: پس كسي را مي‌توان ضابط دادگستري دانست (با توجه به قوانين) كه الزامات ماده 15 قانون محيط‌زيست و ماده 19 شكار و صيد در موردش رعايت شده باشد. حتما ماموران محيط‌زيست (آن‌دسته كه ضابط قضايي محسوب مي‌شوند) بايد هم الزامات ماده 15 و 19 در موردشان رعايت شود و مهم‌تر اينكه حكم ماموريت داشته باشند. مشهدي با اشاره به وظيفه قضات در اين‌گونه پرونده‌ها گفت: در اينجا وظيفه قاضي اين است تشخيص دهد شخصي كه در مظان اتهام قتل يا ضرب و جرح است به موجب مقررات خاص ضابط قضايي محسوب مي‌شده يا خير؟ كه احراز آن با توجه به ماده 15 و 19 خيلي ساده است ولي مسئله مهم شرايط استفاده از سلاح توسط محيط‌بان است. قانون نحوه به كارگيري سلاح موارد استفاده از سلاح را تعيين كرده است. وي در ادامه تصريح كرد: موردي كه ميان محيط‌بانان شايع است بند 1 ماده 3 قانون نحوه به‌كارگيري سلاح توسط ضابط دادگستري آمده است كه براي دفاع از خود در برابر كسي كه با سلاح سرد يا گرم به آنها حمله مي‌كند است.

اين كارشناس حقوقي افزود: يكي از مواردي كه ماموران انتظامي مي‌توانند از سلاح‌شان استفاده كنند بحث دفاع از خود بند 1 ماده 3 است كه وقتي يك محيط‌بان به شكارچي اخطار مي‌دهد چون معمولا شكارچيان اسلحه دارند و به آنها حمله مي‌كنند درگيري اجتناب ناپذير است. مشهدي در ادامه افزود: بنابراين 3 قيد دارد كه اگر ماموري به عنوان ضابط قضايي براي دفاع از خودش يا موارد ماده 3 كه بندهاي ده‌گانه‌اي دارد كه توسط اين مواد قانوني ذكر شده كه مامور در چه مواردي مي‌تواند از سلاح خودش استفاده كند و اين مامور بايد چه شرايطي را رعايت كند در تبصره 3 ماده 3 تاكيد شده كه ابتدا بايد مامور فرمان ايست بدهد بعد در صورت فرار خاطي تير هوايي و باز در صورت فرار كمر به پايين و در صورت فرار از كمر به بالا مي‌تواند شليك كند و بايد اين فرآيند طي شود و البته  شرايط و ضوابط دفاع مشروع معيارهايي دارد كه احراز آن با قاضي است. وي در پاسخ به اين سوال كه اگر واقعا محيط‌بان براي حفظ جان خود هيچ راه ديگري به جز استفاده از سلاح نداشته باشد؟ برخورد قانون چگونه است؟ توضيح داد: اينجا دقيقا موارد دفاع مشروع به موجب حقوق كيفري صادق است. قانون نحوه به‌كارگيري سلاح هم همين موضوع را مطرح كرده است كه اگر روش ديگري براي كنترل نيست مي‌توانند از سلاح استفاده كنند و لذا اگر شرایط و ضوابط حاکم بر دفاع مشروع  فراهم باشد اینجا قطعا محیط بان مسئول نیست.

مشهدي دررابطه با شرايط اين دو محيط بان تاكيد كرد: در بحث اين پرونده‌ها كه ضابط قضايي هيچ راه ديگري نداشته و حمله‌اي صورت گرفته مصداق آن دفاع مشروع است كه مي‌شود بند 1 ماده 3 قانون به‌كارگيري سلاح را به دفاع مشروع تعبير كرد و اين بحث قضايي است و قاضي بايد احراز كند كه آيا مشمول عنوان دفاع مشروع مي‌شود يا خير و مسئله خيلي مهم و قضايي است. وي افزود: در اينجا مي‌توان گفت محيط‌بانان دو دسته هستند يا محیط قرباني است يا در مظان اتهام است. در پرونده‌هاي موجود محيط‌بان قرباني است ولي بعضي مواقع عكس آن اتفاق مي‌افتد در مورد پرونده آقاي تقي‌زاده محيط‌بان حكم متهم را دارد چون به شكارچي شليك كرده و باعث كشته شدن شكارچي شده است. اين كارشناس حقوقي خاطر نشان كرد: در مورد محيط‌بانان كه در صورت برخورد با خاطيان مجبور به كشتن آنها مي‌شوند و سازمان محيط‌زيست در بحث حمايت از محيط‌بانان لايحه‌اي مبني بر حمايت از محيط‌بانان تهيه كرده است كه در آن بحث بيمه مسئوليت محيط‌بانان مطرح شده است.وي ادامه داد: زيرا اصولا كار محيط باني كاري باريسك بالا است و بايد محيط‌بانان براي حفظ محيط‌زيست و حيات وحش تلاش ‌كنند ولي از آن طرف بايد قواعد مربوط به حفظ حيات انسان‌ها را رعايت كنند و براي قاضي هم فرقي نمي‌كند كه محيط‌بان يا نيروي انتظامي در مظان اتهام باشد ولي اگر از حدود اختيارش خارج شود قطعا مسئوليت خواهد داشت.

محيط‌بانان از لحاظ مسئوليت مدني بيمه شوند

مشهدي با بيان اين مطلب كه نكته مهم در اينجاست كه كار محيط‌باني كاري بسيار سخت و ريسك‌پذير است،‌افزود: بايد سازمان محيط‌زيست محيط‌بانان را بيمه از لحاظ مسئوليت مدني كند موضوع دوم آموزش حقوق به‌كارگيري سلاح است و مسئله مهم‌تر اين است كه قضات محترم كشور يك دركي از اوضاع و احوال محيط‌بانان داشته باشند و شرايطي كه جرم اتفاق مي‌افتد را خوب بررسي كنند و نسبت به آن وقوف كامل داشته باشند تا بتوانند بهتر و با آگاهي كامل به قضاوت بپردازند.

وي در پايان افزود: مسئله ورود قضات به اين‌گونه پرونده‌ها بسيارمطرح است كه بايد در تفسير مفاد پرونده و درك اوضاع و احوال محيط‌بان از سوي قاضي رسيدگي‌كننده ارتباط منطقي و خوبي وجود داشته باشد. از آن طرف بايد بدانيم كار محيط‌باني كار ريسك‌پذيري است و واقعا محيط‌بان نمي‌داند در چه شرايطي قرار خواهد گرفت، اصلا كار محيط‌باني قابل پيش‌بيني نيست و اينها همه بايد مدنظر قرار گرفته باشد.

نقدی بر رأی دیوان عدالت اداری مبنی بر عدم آلایندگی شرکت آلومینیوم ایران

 

نقدی بر رأی دیوان عدالت اداری در مورد آلایندگی شرکت آلومینیوم ایران

نویسنده

محمد رادپور

کارشناس ارشد حقوق و مدرس دانشگاه

منبع: مرکزی نیوز 

 خلاصه

اداره ی کل محترم محیط زیست استان مرکزی(اراک) نزدیک به ۲۰ سال اعتقاد به آلاینده بودن شرکت(کارخانه) آلومینیوم ایران(ایرالکو) و علی الخصوص خطوط قدیم این شرکت داشته و جهت حفظ سلامتی مردم و محیط زیست از مسوولین محترم قضایی استان تقاضای صدور اوامر مقتضی به ضابطین قوه قضائیه جهت از مدار تولید خارج کردن دیگهای خطوط قدیم را می نماید که این مهم محقق و طی چندین مرحله و با گذشت چند سال حدود ۳۵۰ دیگ از مدار خارج می شود.پس از این اقدامات، شرکت ایرالکو در اواخر سال ۱۳۸۹ دادخواستی مبنی بر “ابطال و نقض اقدام و تصمیم خلاف قانون و خارج از حدود اختیار و بدون مجوز از حیث نقض قواعد آمره اداری و عدول از امر آمر قانونی” به دیوان محترم عدالت اداری به طرفیت اداره ی کل محیط زیست استان مرکزی و شهرداری اراک تقدیم و در مجموع آن دیوان محترم با استدلالاتی که در ذیل نقد خواهند شد، دعوای ایرالکو را وارد تشخیص داده و رای به له(به نفع) آن شرکت صادر می گردد.

ادامه نوشته

بررسي حقوقي- قضايي چگونگي و نقش اعمال حقوق شهروندي در محيط زيست

 

بررسي حقوقي- قضايي چگونگي و نقش اعمال حقوق شهروندي در محيط زيست

نویسندگان

مریم پیری

کارشناس ارشد حقوق محیط زیست

ناصر قاسمی

عضو هیأت علمی دانشکده علوم قضایی

منبع

مجله علوم و تکنولوژی محیط زیست، پاییز ۱۳۸۸; 11(3 (مسلسل 42)):205-212.

از ديدگاه قانونگذار ايراني حقوق شهروندي يک امتياز است که به اتباع کشور در محدوده مرزها داده مي شود، ولي حقوق شهروندي از ديدگاه محيط زيست را نمي توان محدود به مرز نمود زيرا محيط زيست مرزها را در مي نوردد.
فاعل فعل آلوده کننده را ناقض حقوق زيست محيطي شهروندي مي نامند. اغلب رفتارهاي نقيض حقوق زيست محيطي شهروندي مطابق قانون، در دسته بندي جرايم ارتکابي نسبت به عناصر جاندار، بي جان و يا جرايم غيرمستقيم عليه محيط زيست قرار مي گيرد. ايجاد آلودگي به هر شکل آن از جمله آلودگي هاي بصري، آب، هوا، پسماندها و غيره، سلامتي روحي، رواني و جسمي شهروندان را به خطر مي اندازد و اصلي ترين حق شهروندي را که همانا حق حيات و سلامتي است با خطر جدي مواجه مي سازد. لذا عملكرد دادگاه ها و دادسراهاي تخصصي در زمينه محيط زيست بايد مانعي در مقابل ناقضان حقوق شهروندي باشد.
ايجاد دادسراي تخصصي زيست محيطي در تهران در سال 1383 سبب گرديد تا دقت و كيفيت كار قضات بالاتر رود و قضات با توجه به گستردگي دانش حقوق مجبور نگردند، در آن واحد نسبت به حل و فصل كليه دعاوي كيفري اقدام نمايند.
با بررسي 168 پرونده که در دو شعبه دادسراي تخصصي صورت پذيرفته است، %10 قرار مجرميت، %90 قرار منع تعقيب (از ميان چهار قرار نهايي) براي پرونده هاي ارسالي صادر شده است. چنان که ملاحظه مي گردد، درصد صدور قرار منع تعقيب ميزان بسيار بالايي دارد. صدور اين قرار از يك سو به منزله عدم وقوع جرم، فقدان دلايل اثباتي و يا عدم احراز سوء نيت مي باشد و از سوي ديگر ما همواره نظاره گر ورود آلاينده هاي گوناگون و تخريب به محيط زيست مي باشيم.
عدم حمايت هاي لازم از سوي قضات و بازرسان در صدور احکام و قرارهاي بازدارنده در مقابل رفتارهاي زيانبار محيط زيستي سبب مي گردد تا ناقضان حقوق زيست محيطي شهروندي، اعمال خود را موجه دانسته يا لااقل براي آن موقعيت ويژه اي قايل نشوند. حتي اگر نگاه كيفرزدايي در اين زمينه ها وجود دارد، ضرورت توسل به سياست جرم زدايي همراه با اقدامات تاميني همچون خدمات عام المنعفه در مورد جرايمي که اثرات آلايندگي خفيف تري دارند، مدنظر قرار گيرد. بدون ترديد هزينه پيشگيري از تخريب محيط زيست بسيار کمتر از هزينه به سازي و پالايش آن است و در نتيجه شهروندان بايد با تشکل هاي غيردولتي در راستاي اعمال اصول مختلف نظير اصل هشتم قانون اساسي با دولت مشارکت نمايند و دولت نيز به آموزش شهروندان، اطلاع رساني زيست محيطي به عنوان حقي از حقوق زيست محيطي (زيرا اعتقاد بر آن است دانستن حق مردم است و چنان چه مردم از وضعيت آلودگي ها مطلع گردند، خود به فكر حل و جلوگيري از بروز آن بر خواهند آمد)، حمايت مالياتي و قانوني با پيوستن به معاهدات بين المللي درباره حفاظت محيط زيست، بپردازد.

متن کامل مقاله

 

ابعاد زیست محیطی دعوای کاستاریکا علیه نیکارگوئه

 

ابعاد زیست محیطی دعوای کاستاریکا علیه نیکارگوئه

به نقل از وبلاگ موسسه حقوق بین الملل پارس چند روز پیش، دولت نیکاراگوئه طی دادخواستی از دیوان بین المللی دادگستری خواست تا در خصوص اقدامات دولت کاستاریکا پیرامون انجام عملیات مرزی و ساخت و سازهایی که منجر به ورود صدمات شدید به محیط زیست منطقه می شود، رسیدگی کرده و اعلام دارد که دولت کاستاریکا تعهدات دوجانبه و چندجانبه مرتبط خود را با دولت نیکاراگوئه نقض کرده است. نیکاراگوئه از دیوان می خواهد تا کاستاریکا سندی در خصوص ارزیابی آثار زیست محیطی به دولت مزبور ارائه کند و در صورت امتناع از این تعهد، حق خود را در مورد درخواست قرار موقت از دیوان محفوظ می داند. اختلاف مطروحه در این پرونده پیشتر از سوی کاستاریکا علیه نیکاراگوئه مطرح شده بود. در این خصوص به اینجا نگاه کنید. نیکاراگوئه نیز معتقد است، به رغم ارتباط حقیقی و حقوقی این دادخواست با دعوای مزبور، حق خود را در درخواست برای تجمیع دعاوی مربوطه اعلام می کند.مبنای صلاحیتی اعلام شده دیوان نیز ماده 36 میثاق بوگوتا 1948 و اعلامیه های اجباری تأدیه طرفین اختلاف نزد دیوان می باشد. برای مشاهده متن خبر به اینجا نگاه کنید.

نقش نظام قضایی بین المللی در حل و فصل اختلافات زیست محیطی

نقش نظام قضایی بین المللی در حل و فصل اختلافات زیست محیطی

نویسنده

Dionysia Theodora Avgerinopoulou

ترجمه

حسین یزدانی

کارشناس ارشد حقوق بین الملل

منبع

مجله الهیات و حقوق دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ش۱۹، ۱۳۸۵، صص ۲۱۵-۲۳۸

مقدّمة مترجم

با رشد روزافزون مسائل زیست‌محیطی و گسترش فعّالیتهای مختلف در این عرصه،اختلافات بسیاری در این زمینه بروز کرده است؛ به گونه‌ای که نظام قضایی موجود، چه در عرصة داخلی و چه در عرصة بین‌المللی، نمی‌تواند پاسخگوی آن باشد. عمده‌ترین دلیل اقامه شده، تخصّصی بودن مسائل و موضوعات زیست‌محیطی است؛ از این رو، محاکم بین‌المللی موجود چنان تخصّصی ندارند که بتوانند به طور مؤثر به حلّ و فصل این اختلافات بپردازند.

برخی از محاکم قضایی بین‌المللی موجود همچون دیوان بین‌المللی دادگستری و دادگاه بین‌المللی حقوق دریا، به بخشی از جنبه‌های اختلافات زیست‌محیطی پرداخته‌اند، با این حال، این اختلافات چنان گستردگی و پیچیدگی دارد که ساختار و اهداف محاکم مزبور اجازة رسیدگی مؤثر و کامل به آنها را نمی‌دهد؛ چراکه این محاکم در بسیاری موارد، از اعمال صلاحیّت خود برای رسیدگی به مسائل زیست‌محیطی خودداری می‌کنند و یا تنها به جنبه‌های خاصّی از این اختلافات می‌پردازند؛ بنابراین، بهترین راه حلّ پیشنهادی برای حلّ و فصل اختلافات مذکور، تأسیس یک دیوان بین‌المللی است که فقط صلاحیّت رسیدگی به اختلافات زیست‌محیطی داشته باشد؛ بدین ترتیب، امید می‌رود با ایجاد چنین محکمه‌ای که می‌تواند «دیوان بین‌المللی محیط زیست» نام بگیرد و با استفاده از قضات متخصّص و آموزش‌دیده در مسائل زیست‌محیطی، اختلافات مطرح‌شده در این عرصه به نحو مؤثر و دقیق حلّ و فصل شود.

اصل مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حفاظت از محیط زیست و حقوق نسل های آینده، در پرتو رأی مشورتی 1996 دیوان بین المللی دادگستری

حفاظت از محیط زیست و حقوق نسل های آینده،

 در پرتو رأی مشورتی 1996 دیوان بین المللی دادگستری

 

نویسنده

ادیت براون ویث

ترجمه

دکتر نادر ساعد

منبع

 سیاست خارجی 1380 شماره 59  

دانلود مقاله

رأی قاضی برزیلی مبنی بر تعلیق ساخت سد بلومنته

رأی قاضی برزیلی مبنی بر تعلیق ساخت سد بلومنته

 به گزارش سبز پرس  در پی اعتراضات گسترده تشکل های زیست محیطی به ساخت سد بلو مونته در آمازون، یک قاضی در برزیل طی حکمی دستور به توقف عملیات ساخت این سد را صادر کرد.سد بلو مونته که زمان زیادی است ساخت آن با مقاومت و مخالفت گروه های محیط زیستی برزیل همراه بوده است، سومین سد هیدروالکتریکی بزرگ دنیا محسوب می شود. این سد بر یکی از شاخه های بسیار مهم رود آمازون ساخته می شود.

اما جدا از مصایب رایج سدسازی، برای اجرای این پروژه باید 588 هکتار از جنگل های منطقه پاکتراشی شود. در همین حال بابت ساخت این سد عظیم، 20 هزار نفر از ساکنان منطقه با زیر آب رفتن 193 مایل مربع بی خانمان می شوند.

 در گزارش قاضي برزيلي در مورد اين سد آمده است: "اين آشكار است كه  ساخت  سد   بلو مونته  مي تواند به بهره برداري از قابليت هاي گرفتن برق از انرژي آب توسط مردم بومي منجر شود و آن ها مي توانند از توسعه و ساخت اين سد تاثير بگيرند. در هر حال ما در مورد محاسن اين سد قضاوت نمي كنيم. اما ضررهاي زيست محيطي سخت آن به حدي زياد است كه شركت هايي كه در ساخت اين سد شركت دارند مي توانند به لحاظ قانوني و به جرم محيط زيستي تحت تعقيب قرار بگيرند." 

 در پي ساخت سد بلو مونته، 500 كيلومتر مربع از زمين هاي جنگلي آمازون زير آب مي روند و 12 هزار نفر از ساكنان بومي منطقه بي خانمان مي شوند. اين سد همچنين سير طبيعي زندگي ماهي هاي اين منطقه را نيز مختل مي كند. 

   اما از سوي ديگر موافقان ساخت اين سد مي گويند كه برق استحصال شده از اين سد مي تواند 11 هزار مگاوات باشد كه برق 23 ميليون خانه دربرزيل را تامين كند. اين سومين سد بزرگ جهان است و با رقمي برابر 12 تا 17 ميليارد دلار ساخته مي شود.

در حکم اعلام شده از سوی قاضی برزیلی به علاوه در مورد تاثیرات مخرب سد بر قبایل محلی و محیط زیست هشدار داده شده است.

دادخواست استرالیا علیه ژاپن در دیوان بین المللی دادگستری

 

دادخواست استرالیا علیه ژاپن در دیوان بین المللی دادگستری در زمینه شکار نهنگ

نقل از وبلاگ  موسسه حقوق بین الملل پارس

http://internationallaw.blogfa.com/cat-3.aspx

پس از مباحثات پر سر و صدایی که میان استرالیا و ژاپن پیرامون شکار نهنگ در ماه گذشته رخ داد و ابراز نگرانی هایی در ارتباط با شکار بی رویه این جاندار، بالاخره دیروز پس از به نتیجه نرسیدن مذاکرات دو کشور در قالب کمیسیون بین المللی شکار نهنگ کشور استرالیا دعوایی را در این زمینه علیه ژاپن در محضر دیوان بین المللی دادگستری مطرح نمود. 

استرالیا مدعی است « ژاپن در راستای اجرای فاز دوم از برنامه بلند مدت شکار نهنگ در قالب برنامه تحقیقات درباره شکار نهنگ بر اساس مجوز ویژه در قطب جنوب (JAPRA II)، تعهدات خود را در چارچوب کنوانسیون بین المللی نظارت بر شکار نهنگ (ICRW) و همچنین سایر تعهدات خود در زمینه حفاظت از پستانداران دریایی و محیط زیست دریایی را نقض کرده است.» استرالیا معتقد است که ژاپن در ارتباط با کنوانسیون ICRW به طور مشخص تعهدات ذیل را نقض کرده و همچنان در حال نقض آنهاست:

  1. تعهد مندرج در بخش e بند دهم از جدول مربوط به ICRW برای اجرای با حسن نیت محدودیت اعمال شده در منطقه ماهیگیری در ارتباط با صید نهنگ ها برای اهداف تجاری؛ و
  2. تعهد مندرج در بخش b بند هفتم از جدول مربوط به ICRW برای اقدام با حسن نیت در راستای اجتناب از التزام به شکار نهنگ های تجاری گوژپشت و پره دار در پناهگاه اقیانوس جنوبی.

 استرالیا خاطر نشان ساخته است:

«با توجه به حجم برنامه JAPRA II، فقدان هر گونه ارتباط اثبات شده ای در جهت حفاظت و مدیریت ذخایر مربوط به وال ها و خطرات پیش آمده برای ذخایر و گونه های مورد نظر، برنامه JAPRA II مطابق با ماده 8 ICRW قابل توجیه نیست.»(این ماده اعطای مجوز برای شکار، به دام انداختن و درمان وال ها را در راستای اهداف تحقیقات علمی تنظیم می نماید.)

 علاوه بر این، استرالیا معتقد به نقض انجام شده و در حال انجام تعهدات ژاپن در چارچوب کنوانسیون راجع به گونه های جانوری و گیاهی در معرض خطر و همچنین کنوانسیون تنوع زیستی (Biological Diversity) است.

در پایان دادخواست، استرالیا از دیوان خواسته تا به قضاوت پرداخته و اعلام نماید که «ژاپن در حال نقض تعهدات بین المللی خود در راستای اجرای برنامه JAPRA II در اقیانوس جنوبی می باشد» و بدین منظور ژاپن باید:

  1. اجرای JAPRA II را متوقف نماید؛
  2. لغو هر گونه مجوز که فعالیت هایی را که موضوع تعهد در این دادخواست هستند،  مجاز می شمرد؛
  3. ارائه تضمین مبنی بر این که اقدام دیگری را مطابق با JAPRA II یا هر گونه برنامه مشابه دیگر انجام نخواهد داد تا زمانی که چنین برنامه ای با تعهدات مرتبط با  آن در حقوق بین الملل منطبق شده باشد.

استرالیا در دادخواست خود شرح داده است که همواره با برنامه JAPRA II مخالف بوده است، چه از طریق اقدامات سیاسی و اعتراضات فردی و چه از طریق نهادهای بین المللی مربوطه از جمله کمیسیون بین المللی شکار نهنگ.

استرالیا بر اساس بند دوم از ماده 36 اساسنامه دیوان به اعلامیه های اجباری صادره از سوی استرالیا در تاریخ 22 مارس 2002 و ژاپن در تاریخ 9 جولای 2007 اشاره می نماید.

تاسيس دادگاه بين المللي محيط زيست و مشكلات آن

تاسيس دادگاه بين المللي محيط زيست و مشكلات آن

محمود جلالی

دانشگاه اصفهان

منبع

فصلنامه حقوق- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي بهار 1388; 39(1):63-85.

شكل گيري و گسترش بحران هاي جهاني زيست محيطي موجب شده تا توجه هر چه بيشتري به حفاظت از محيط زيست جهاني معطوف شود. يكي از مهم ترين اقداماتي كه بايد در اين خصوص انجام شود، ايجاد مرجعي است كه بتواند در سطح بين المللي به عنوان ابزاري قدرتمند در راه حفظ و حراست از محيط زيست فعاليت و به اختلافات ناشي از آن رسيدگي كند و ضمانت اجراي موثر براي رعايت قوانين زيست محيطي باشد. با توجه به محدوديت هايي چون فقدان تخصص لازم و روند طولاني رسيدگي، دادگاه ها و مراجع بين المللي، منطقه اي و فراملي و حتي دادگاه هاي ملي موجود نمي توانند به طور موثر و كارآمد در زمينه محيط زيست عمل نمايند. از سوي ديگر از آنجا که حق برخورداري از محيط زيست سالم و پاك از بنيادي ترين حقوق بشري است و جايگاهي عظيم در زندگي انسان و تمدن آن دارد، قوانين بين المللي براي حفظ اين عنصر حياتي پاسخگو نيست. در نتيجه، جامعه جهاني نيازمند ايجاد مرجعي مستقل است تا با تفاسير قضايي خود هم در تدوين و ايجاد حقوق مربوط به محيط زيست و هم در رسيدگي و حل و فصل اختلافات زيست محيطي فعاليت نمايد. البته رفع مشكلات موجود در اين مسير نياز به همكاري بين المللي دارد.

برای دیدن متن مقاله کلیک کنید

The Right to Clean Air and Related Sanctions in Iranian and French Law

The Right to Clean Air and Related Sanctions in Iranian and French Law

Ardechir Amir-Arjomand, Ali Mashhadi

Department of Environmental Law, Shahid Beheshti University, Tehran-IRan

National Research Institute of Tuberculosis and Lung Disease, Iran

Tanaffos (2010) 9(2), 7-12

 

ABSTRACT

Air pollution is one of the most important environmental problems affecting urban population with significant global, national and local consequences.  Therefore, to guarantee the right of citizens to clean air, criminal fines and penalties have been set forth in order to confront and punish the transgressors. This study aimed to discuss and analyze the penalties for air pollution violations. In this study, the legal conception of air pollution and the right to clean air are discussed first, and then the Iranian and French legislations regarding air pollution control laws are reviewed. This study emphasizes the need for establishing and including civil and administrative penalties in the contemporary environmental law. (Tanaffos 2010; 9(2):7-12)

Key words: Air pollution, Right to clean air, Environmental law, Iranian legislations, French legislations

 برای دیدن اصل مقاله کلیک کنید:


Amir-Arjomand A, Mashhadi A     (Full Text PDF)       (Full Text XML)     (Abstract)
Amir-Arjomand A, Mashhadi A     (Full Text PDF)       (Full Text XML)     (Abstract)